تبليغاتX
برای خاطر چشمان بارانیت
باران به بار...خیسم کن
اگه  دقت كنيم همه جا ميگن دخترا در رابطه ها شكست شديد ميخورن ،دخترا زود باورن، دخترا مشكلات براشون پيش مياد، و ازون طرف ميگن پسرا زبون بازن، پسرا چشم چرون هستن، پسرا دخترا را اغفال ميكنن و .....


ولي اگه يك كمي واقع بين باشي مي بيني كه يه جوراي همش تقصير پسرا نيست، خوب دخترا هم باعث اين جور مسائل ميشن.


اگه دقت كني ميفهمي كه دخترا با طرز لباس پوشيدنشون(كه مرده ببينه زنده ميشه!!) و آرايش هاشون و عشوه و ناز و ادايي که در ميارن باعث ميشن که پسرا بيان طرفشون يعني يه جورايي دست گذاشتن روي نقطه ضعف پسرا و دقيقا نقطه ضعف پسرا مسائل جنسيه كه همونطوري كه علم ثابت كرده مردها بيشتر از طريق ديدن مناظر سكسي تحريك ميشن.


حالا پسر بدبخت با ديدن طرز لباس پوشيدن دخترا(كه با اين لباس پوشيدن همه چيزشون معلومه!!) يا ديدن اون خط لب زيبا تحريك ميشه . دو حالت وجود داره:


1)يا پسره ميره يه جورايي سر خودشو گرم ميكونه كه شهوتي كه داره يادش بره ولي همونطوري كه ميدونيم اين كار خيلي سخته و در اكثر مواقع جواب نميده يعني پسره ميمونه با يه عالمه فكر و خيال سكسي،كه هر لحظه شدتش بيشتر ميشه كه  اين خودش باعث مشغله فكري و ضربه ي روحي به فرد ميشه و فرد معمولا به راههاي ديگه (كه در ادامه ميگم) متوسل ميشه.


2)راه دومي كه پيش مياد اينه كه پسره بدون اينكه غرورش را زير پا بذاره و بره دختره رو التماس كنه تا بالاخره يه روزي بتونه باهاش ارتباط برقرار كنه و سكس داشته باشن،پناه ميبره به خود ارضايي،كه اين كار فشار و صدمات زيادي هم به جسم و هم به روانش وارد ميكنه،تازه از اينا كه بگذريم يه گناه بزرگ هم مرتكب شده كه اونو از معنويات و خدا دور ميكنه.


3)سومين راه و آخرين راهي كه پسرا بهش متوسل ميشن اينه كه دل را به دريا بزنن و روي غرورشون پا بذارن و برن جلو و سعي كنن با دختره رابطه برقرار كنن.


خوب يه پسري مي خواد با يه دختر رابطه برقرار بكنه سعي خودشو ميكنه ولي دختره بهش راه نميده و خيلي جالب اينكه بهش راه نميده ولي بعدش يه جورايي چراغ سبز نشون ميده(يعني با دست پس ميزنه با پا پيش مي كشه) يا ممكنه اصلا بگه من اهل رابطه نيستم و خيلي هم سخت و محكم بگه كه من نميخوام رابطه برقرار بكنم ولي اگه دقت بكنيم همون آرايش و لباس پوشيدن يه چراغ سبزيه براي پسره يعني پسره با ديدن ظاهره دختره بازم اميدواره كه بتونه باهاش رابطه برقرار كنه.


خوب اگه همون اول موفق بشه كه خوش بحالش ولي اگه موفق نشه ميره سراغ نقطه ضعف دخترا يعني زود باوري شون. توي مطلب قبلي هم گفته بودم،دخترا موجودات زرنگي هستن ولي متاسفانه يا خوشبختانه خيلي زود باورن و اين باعث ميشه كه پسره بره و براشون زبون بازي بكنه


پس هم دخترا از نقطه ضعف پسرا استفاده ميكنن و هم پسرا از نقطه ضعف اونا و نميشه گفت كدوم مقصرند چون هر دو به يك اندازه تقصير دارن.اگه يه دختره لباسهاي آنچناني نپوشه و هفت قلم آرايش نكنه و جولوي پسرا متانت و وقارش را حفظ بكنه پسرا تحريك نميشن و اصلا بدنبال ايجاد رابطه باهاشون نمي افتند البته بگذريم از يك سري استثناات كه ممكنه پسراي مريضي هم پيدا بشن كه به همه بخوان گير بدن و يا رابطه هاي عاشقانه كه بعدا در موردش صحبت ميكنم. از اون طرف من نميگم كه دخترا لباسهاي شيك و زيبا نپوشن و آرايش نكنن و بطور كلي به ظاهرشون نرسن،من ميگم دخترا يه لباس راحت (يعني تنگ نباشه)، سنگين و با وقار و شيك بپوشن و آرايش هم يا نكنن يا خيلي كم ،چون دختر ها بدون آرايش هم زيبا و لطيف هستن و چه بسا با آرايش تازه زيبايي و لطافت خودشون را هم از دست بدن! مثلا واقعا دخترها با پوشيدن شلوارهاي پاچه كوتاه و جورابهاي ساق كوتاه زيبايشونو از دست ميدن و مطمئن باشن اگه پسري به اونا نگاه ميكنه نه بخاطر زيباييشون بلكه بخاطر ساق لخت پاهاشونه كه معمولا پسرا از اين موضوع خيلي زود خسته و حتي در بعضي مواقع متنفر ميشن.


خوب ،فكر ميكنم خيلي سرتونو درد آوردم...


بقيه مطالب و بحث در مورد رابطه هاي عاشقانه را، به دفعه بعدي موكول ميكنم.


بازم از اونايي كه نظر دادن تشكر ميكنم و از همتون براي زيباتر و عميق تر شدن اين بحث مي خوام كه نظر هاتونو حتي اگه به اندازه ي يك جمله هم باشه برام بگيد.(چون ممكنه من در مورد اين موضوع اشتباه فكر بكنم، پس بهم تذكر بديد)

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:47  توسط ariana pasalari  | 

در دنياي مدرن كنوني ودر عصر ارتباطات، انكار وكنترل رابطه بين پسر و دختر امري محال و دور از واقع بيني است. چون ارتباط دختر و پسر يك نياز عاطفي و رواني است كه براي بسياري از جوانان عدم اين ارتباط و جلوگيري شديد از آن موجب بروز مشكلات بزرگ رواني مي شود وتجربه ثابت كرده كه در موضوعاتي به اين شكل فشار و كنترل نتيجه معكوس عايد مي كند. علاوه بر اين مسائلي مثل رشد بي رويه جمعيت، زندگي ما شيني، بالا رفتن سن ازدواج ، وجود خلاء عاطفي ، مشكلات خانوادگي و عدم امكان ازدواج براي همه اقشار جامعه  به اين نياز دامن زده و انكار چنين ارتباطي را غير ممكن ساخته است. البته بسياري از جوانان  به خاطر مسائل مذهبي يا خانوادگي اين نياز را در خود سركوب مي كنند و برخي نيزدر اين كار راه افراط  را پيش ميگيرند يا توسط اين ارتباط ها به بزه كاري دچار مي شوند.

در جوامع مذهبي بدليل عجين شدن فرهنگ وآداب ورسوم با مذهب يك نوع تناقضي بين باورها و نيازها ايجاد مي شود واين مسائل بصورت لاينحل باقي مي ماند در حالي كه در سطح دنيا اين نوع روابط جزء مسائل عادي اجتماع است و فرهنگ رابطه بين همه افراد جامعه حكمفرماست .اما در جوامعي كه اين روابط منع مي شود ولع وحساسيت بيشتري بين دو جنس مخالف ايجاد شده به حدي كه اين نياز سركوب شده، در سنين بالا بيشتر نمودار مي شود.

در جامعه ما بخاطرنوع اداره جامعه، بافت سنتي اجتماع ونوع فرهنگ حاكم بر جامعه جوانان ناچارند به شكل پنهاني و در خفا با هم رابطه ايجاد كنند. كه در اين نوع ارتباط،  استرس ها، سوء استفاده ها و مشكلات بزرگي بوجود مي آيد.اما ما به هر حال در اين اجتماع زندگي مي كنيم پس چاره اساسي اين است كه با آموزش، فرهنگ ارتباطي خود را بالا ببريم.كه با بالارفتن فرهنگ اجتماعي، همه اقشار جامعه به رابطه به عنوان يك نياز اجتماعي نگاه ميكنند و به خاطر اين روابط شخصيت افراد زير سوال نمي رود وبسياري از مشكلات كه اكنون فرا روي روابط پنهان است حل مي شود. اميد اينكه با بالا رفتن فرهنگ اجتماعي هر دختر و پسر ايراني بتواند در مورد نيازهاي اساسي خود با والدين يا با مشاوران كارآمد صحبت كند، تا پنهان كاري و مشكلات مربوط به آن از بين برود.

قدم اول در ايجاد فرهنگ رابطه اجتماعي اين است كه بايد نگاه جامعه به زن عوض شود وبه زن به عنوان موجود درجه دوم نگاه نشود و هر حقي كه براي پسري رواست براي دختر هم روا بدانند وبسياري قوانين زن ستيز كه حقوق زنان را محدود ميكند كنار گذاشته شود.

فدم بعدي آگاهي واطلاعات عمده اي است كه بايد در اختيار همگان قرار داده شود تا هم پسران و هم دختران  به نگاه يك انسان در هم بنگرند و ارزشهاي انساني را هر گز فداي خواسته هاي خود نكنند. وبدانند هر انساني داراي حريم و حرمتي است كه شكستن اين حريم و حرمت مانند قتل آن انسان است.

موضوع ديگرگسترش مراكز مشاوره و حس اعتماد بخشي به جوانان براي مراجعه به اين مراكز است.چون بسياري از افراد نمي توانند در مورد مسائل خود با والدين خويش صحبت كنندپس بايد حس اعتماد به جوانان داده شود تا به كارشناسان با تجربه اين مراكز اعتماد كنند.

متاسفانه بسياري از جوانان تصور ميكنيم كه با چند كلمه صحبت كردن با طرف مقابل وبرقراري يك عشق مجازي اجازه دارند تا مسئله ازدواج را مطرح كنند.درحالي كه اين پنداري غلط است چرا كه هم اين طرح اين موضوع وسيله اغفال شده وهم اينكه شناخت در مورد ازدواج داراي ابعاد وسيعي است كه بايد همه آن ابعاد مورد برسي و تاييد قرار بگيرد تا زندگي موفقي را بسازد.پس فرقي نمي كند ما از اينترنت يا از راههاي ديگر با كسي آشنا شويم.بلكه مهم اين است كه اصول كليدي زندگي موفق را در نظر بگيريم و براي تشكيل زندگي به عشقهاي آتشين بسنده نكنيم.مسئله بعدي اينكه نبايد تصور كنيم كه همه رابطه ها منجر به ازدواج مي شود.يا همه رابطه ها بخاطر ازدواج است. اصولادر روابطي هم كه براي تشكيل زندگي مشترك پايه گذاري مي شود، گاه موانع بزرگي بوجود مي آيد كه رسيدن شخص را به فرد مورد علاقه اش غير ممكن ميكند پس لازم است كه شخص در روابط خود با ديگران مانند يك فرد سرمايه دار همه سرمايه خود را به چوب حراج نزند ودر ثاني خود راآن چنان وابسته به اين رابطه نكند كه در پس از هم پاشيدگي رابطه، شكست روحي بزرگي بر او تحميل شود.براي كساني كه صرف ازدواج در رابطه براي آنها مطرح است نبايد رابطه خود را با كامروايي كامل از همديگر بنا گذارند.چرا كه نهايت هر عشق وكمال هر رابطه اي به كامروايي است و اگر افراد قبل از ازدواج اقدام به كامروايي كنند، مانند آبي است كه بر روي آتش ريخته شود و قدم هاي عاشق را در رسيدن به معشوق سست و شكننده مي كند.

در جامعه بسته كنوني و با وجود انواع مختلف مشكلات اجتماعي افراد زيادي هستند كه در پي آنند تا نياز جنسي خود را ارضا كنند و از راه دوستي پوششي بر مشكلات خويش بگذارند.به اين مناسبت اين افراد با شخصي طرح دوستي ريخته و چون ناچارند اين فرد را رام خواسته هاي خود كنند به او پيشنهاد ازدواج مي دهند.اما با گذشت زمان همه چيز را انكار مي كنند.غافل از اينكه فرد مقابل تمام مدت خود را براي ازدواج مهيا ميكرده و در اين بين متحمل شكست سختي ميشود. و متاسفانه در جامعه ما اين موضوع باب شده و اينجاست كه كلمه ارتباط را در اذهان عمومي زشت و منفور ميكند. وزشت تر اينكه فرد به دوستي خود متعهد نباشد و همزمان چند فرد ديگر را هم اغفال كند.در پس چنين مشكلاتي است كه خطر وجود جامعه بسته و ارتباط پنهاني مشخص مي شود.كه درمان آن آگاهي فردي و ايجاد فرهنگ ارتباط است تا هر كس در اين روابط به هدف خويش برسد و كسي فداي خواسته ديگري نشود.

..           ....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:36  توسط ariana pasalari  | 

 


www.9969.blogfa.com

*
*
*
*
*
*
*
bagher bagher bagher

JavaScript Codes bagher bagher bagher
JavaScript Codes bagher bagher bagher


Javascripts


bagher bagher bagher bagher JavaScript Codes